متن آهنگ یمن از امیلو

Yemen

با منی تو یمنی پس, آزادی بو میده

زندگی لای تیر بیمه ست, مزه خون میده

این زندگی چرکیِ دیگه

رو نقشه ثبت نمیشه بمبی که ترکیده

اگه جنگ و توو اخبار نبینم

بجاش خیابون و روزی چند بار میبینم

رنگ میزنن هرچی بشه

سنگ میزنن ثبت نمیشه

دسته ها پشت پرده

کشته ها روی هم ریشه کرده

رسانه هووو هووو هووو

عدالت کو؟

جنایت بود بود اون

جنایت بود

سر تا سر جنگه سرده

پوتینا خوب میدونن طرح معادله رو

اسلحه ها بسته بندی میشه

گرم نگه میداره دخل معامله رو

بچه ها خوب میمیرن

زنده ها توو گور رسوب میگیرن

یه طرف مرد سال میشن

یه طرف نوبل صلح میگیرن

هی ..

خدا توو نقشه گمه

دیدینش بگید که دست توعه

اگه فیلمه که بس بکنه

یا که تلخیه حقیقت و مزه کنه

جیبا صعودی(سعودی) میشه

سربازا سرسفید

نظاره گر میشینه عقاب گر

شمع ها روشن میشه آتش ها گرم

منوره(منورا) منتظره شمع های بعد

اَمیلو

متن آهنگ کلبه از امیلو

Kolbeh

دوور از قبیله یه کلبه چوبی ساختم

با بیرون غریبه ، سقفش و از ستاره خواستم

نور از دریچه همیشه میاره خبر از صبح

با تعصب میشینه توی کلبه

یه منظره میسازه از تبسم

توی جنگل فقط منم و اون

پرنده ها میارن خبر از خوب

یه خبر از قبیله

میدم غمم و قورت که دیگه بد ندیده

دیگه یه شکل نی هر شنبه صبحا

نمیشه دیگه لبخنده جدا

دوور از بند گناه

ارزنده و پاک

نزدیک میشه هر هفته خدا

بین قصه ها و واقعیت

میده حسِ نابِ آدمیت

کَنده از جهان و کَنده از زمان و

ندیده خزان و با طبیعت

خالق شهریم از شهد جنون

شاهد خلقیم بی مرز و دروغ

این کلبه من و به قله رسوند

باصدای چکه بارون خوشبختی و حس میکنم

با گذشتن از قانون آزادی و حفظ میکنم

چکمه های گِلی ،خنده های دِلی

خیلی وقت بود ندیده بودم کل شب پیاده بریم

این شروع پایان نداره میرم تا سُرخیِ تن آسمون

این پرنده پر نداره ولی پرواز بلده تا مرز جنون

زنده ام بی ثانیه ها ، ردیفم با نبود قافیه ها

گذشته از حاشیه ها ، حالا تیتر اولِ باقی راه

یه مکان یه ابدیت ، وسط عالم بشریت (ممکن)

دوور از مادی بودن به دوور از رویای عادی بودن

رها میشم سبک میگیرم مثل چشمه ها پاک

رو بالِ رویاهام رقص میگیرم دوور از اتفاقات

عقب تر از مسیح (عیسی)، دوورتر از درس دین (کلیسا)

قبل از طلوع این مرزا ،عقب تر از زنگِ جنگِ اعضا

متولد میشی روی خاک میری بالاتر از کائنات

زندگی کن زنده بمون (زندگی بی ثانیه ها)

اَمیلو

متن آهنگ انسان از امیلو

Ensan

شهر توو جنگِ باتو دوورم از روال شهر

تاریکی توو مَردم زده ریشه جای قلب

ما مرده ایم و کاتبان قاتلانِ محض

ما مهره ایم و حاکمان کاتبانِ جهل

راویا ،روایتا ، حکایتا داشتن

در انتها این حماقتا ، جنایتا داشتن

جنگ های ابدی پی شهرهای ابدی

بین ما بالا اومد مرز ها

درک نکرد آدم ، آدمیتُ

کشف نکرد آخر این واقعیُ ت

به کجا می روی زنده ها میکشی ؟

به خدا میروی که خدا میکشی؟

کشتن درختا ، شکفتن تبرها

شکستن بت هارو ، ساختن خدارو

این چرخه بُت سازی

فراموشیِ خود سازی

یعنی دست من نیست که نرم دستشون؟

تو پیکار راس ها دنبال رستگاری

تو پیمان نسل ها میمونی دست خالی

وَهم تزریغ کننده ، جهل توو رگای تاریخ

ترس تضمین کننده برا مغزای خالی

ابتدا کجاست؟

که انتها جداست؟

اشتراک کجاست ؟

که اشتباه بالاست؟

حقیقت و جعل کنید سود کار بالا

به چوِب نا خدا غرقیم توو ناکجا

کجی یا راست ؟

چپی یا راست؟

رو همین حساب برقص به ساز

از خود بی خودی و دست به دعا

در پی #هیچی و جنگِ با خدا

تیتر شوقِ جنایت ها

زیرِ نقابِ رسانه هاست

روی میزِ رضایت ها

چراغِ سبزِ شرارت هاست

پشتِ پرده های غایبا

صدای خنده های سایه ها

در پشت این آینه ها

بگو کی ایستاده به جای تو

ها؟

اَمیلو

متن آهنگ بزرگ از امیلو

Bozorg

یه امروز و باهام بیا بازنده شو مثل ما برنده ها

دوور از مشغله هات فقط یه امروزو بزن قهقهه بام

بزار حس کنم پشتم گرمه به گرمات مثل دستای بابا

بیا بزار رنگ بگیرن این نقش ها رو دیوارای این شهرها

بیا بزار جشن بگیرن سنگ فرش ها از قدم به این سمت ها

کلی حرف برا خوندنم کلی نقش واسه موندنم

کلی آرزو اما جاری تو آب جوی دارم

کلی خواب ناب واسه شبای بی سراب دارم

کلی عشق پاک برا قلبای فاحشه هاش

کلی زندگی #بزرگ به قدر احتیاج به تو

کلی بی قانونی کلی بی اشتیاق به ظلم

توی آینه ی خواسته هامون میشه بزرگ سازه هامون

مهم نیس انتها #هیچِ یه روزی پُر میشه خالیامون

روی قله افسانه ها بزرگ میشه نطفه ی واقعیتا

از سایه ها به همسایه ها شکل میگیره سرمایه ها

این برای ما برای من همه اندیشه هاست

همه ی انگیزه ها

هرچی بوده گذشت و امروز حال خرابم و درک میکنم

با خودم میجنگم و میگم آینده رو فتح میکنم

زرد – مثل پاییز

سبز – به رنگ بهار

آبی – با طعمی آزاد

(دیروز-فردا-حالا )

اَمیلو

متن آهنگ انفجار از امیلو

Enfejar

بر فراز رھايي تجربه ميکنم بودنم و

گذر زمان و حس ميکنم ساکن بودنم و

جلوه هام سیاه و (نیست) گرایش دارن به #هیچ

بودنم دليلي داره پس اين اتفاق ھميشه نيست

براي بقا و حساي تازه

از اين گستره ھرچي نيازه

خلق ميکنم ھستي و سازه

از غبار ، سنگ و ستاره

ھرچي که ھست جريان زندگي بدون تو

شامل اين محدوده ھا نيست

تو بساز جھاني و که تو اين مجموعه ھا نيست

اَمیلو

متن آهنگ بودن یا نبودن از امیلو

Bodan Ya Nabodan ?

یه ثانیه حسش کردم

بودن یا نبودن؟

مسعله اینه که من بودم و ندیدن

دیدم که نبودن

این و تو مغزم حفظش کردم این تو بمیریا

با تو دنیام ونصفش کردم از این تو بمیریا نیست

اگه چراغی روشن تو این شبای سیاه کوچه دیدی

اگه صدای بغض یه مرد و لابه لای این خونه می شنیدی

اون منم گوشه زدم

روح سوی هدف

نه ازل نه ابد

من فقط دستای خالی میخوام

سیر شدم از این سفره ها

پیر شدم از این اوغده ها

از بی اوغده ها از این نطفه ها

از این مرده ها از این تهفه ها

فقط کافیه بچرخی با چرخم میبرمت تو رو به قصه هام

همونجایی که آرومی تو و من میجنگم با اضطراب

کاش برقصه زمین به ساز دستای ما

کاش بترسه از این نگاه تنهای ما

شاید روزی منم بخندم از رفتن تلخیه گذشته ها

شاید شد شاید پاک دفتر تقدیر ما

زندگی و رنگ اتفاقات

صلح و جنگ و طعم انتقامات

بیراهه و درس اشتباهات

می کنه وحشی تر ترس تنهایی رو

این آسمون نمیشه مرحممون

این آرزو نمیشه مقصدمون

این مشکلا نمیشه مسعله مون

چون سیاهی گرفته منظرمون

پژمردم نه قدر مادرم ولی

قول بخنده قلب مادرم شبی

واسه اونی که خواب شب ندید

کور شه هرکی اشک مادرم ندید

روزگار بدجوری زمین زدیم

ناشکرم از خلقی که بهم زدی

اَمیلو

متن آهنگ تقویم از امیلو

Taqvim

چند سالی گذشت و رفت

روز به روز روزا تلخ تر از قبل

نزدیک میشه مرگ

کل حواس پرت

امید بود یه روز ته این شیب بشه قله فتح

واسه همین نه توو عشق پر زدم

نه لای دود و دم غلت

ولی تقویم و خط های کج

میده نوید از روزای سخت دیگه

کل روزا سگ دو زدم و جوابم تش اینه؟

نه نمیخوام توی حسرت بمیرم

ماتم از روزای رفتم بگیرم

میخوام لبخندو با لبخند ببینم

ترس لعنتی و کمتر بگیرم

حقمه من و تو یکی باشیم

هر دو بی مشغله فکری پاشیم

صبح جای پوف زیر چشام

از خوش حالیا اشباع

دوور باشم از قلب های فاحش

دوور از خواستن های با خواهش

دوور از خیسی های روی بالش

دوور از جنگ و این همه چالش برام

تا میخوردم خوردم زمین

برام نشد خونه این زمین

کل دنیا رو به چشم دیدم

آسمونم شد زیر این زمین

آفتاب تابید دل کویر ولی

خندیدم غم خندم و ندید کسی

سیاهی و از من نبین

من پیلم و تو فکر پرواز از زمین

بین ما هیچ چیزی مشترک نبود

نه دیروز نه فردا

روح سیاه سفید تو رنگا

اینا ته نشین بغضا از دردان

وقتی بشکنی بارون نگیره

دل داغونت آروم نگیره

روز بشه شب, شب ماتم خونه

چطور حق میدی این تقویم پایان نگیره

نور چشمیات .. نورچشمیات ..خدا

انگاری که زورشون میاد

بکنن عادت یکم که بمونن آدم یکم

این جاده رو چند دور برم خوبه؟

منه قرضی و چند خوب بدن خوبه؟

این دستا تا کی چرخ بچرخونه؟

وقتشه دیگه پر بشم از این خونه

اَمیلو